
من کی هستم؟
پاسخ این سؤال را خیلی وقت پیش فراموش کردهام. از زمانی که از آن خانه فرار کردم، آنقدر ناامید بودم که فقط با لباسهایی که به تن داشتم و جورابهایی روی پاهایم گریختم. از آن روز به بعد، همیشه با کفشهای دزدیدهشده راه رفتهام.
شاید من دختری باشم که در مردان بیچهره به دنبال معنای زندگی میگردد. همهشان آنقدر فراموششدنی بودند… تا وقتی که او از راه رسید. او مرا زیر آبشاری برد و کاری کرد نام خودم را فراموش کنم، و در عوض، من نام او را گرفتم.
انزو ویتاله.
مردی مرموز که تنها چیزی که واقعاً دوست دارد، دریای عمیق است؛ یا بهتر بگویم، شکارچیانی که در آن زندگی میکنند. معلوم شد او چندان هم با همان هیولاهایی که به آنها غذا میدهد تفاوتی ندارد. او مثل ماهیای در اقیانوس مرا به قایقش کشاند؛ برای انتقام از جرمی که مرتکب شده بودم. اگر میدانستم قصدش چیست، و اینکه طوفانی سهمگین ما را کشتیشکسته خواهد کرد، حتماً فرار میکردم.
حالا من دختری هستم که با مردی پناه گرفتهام در فانوسی دریاییِ ویران؛ مردی که تقریباً به همان اندازه که مرا میخواهد، از من متنفر است. او میخواهد به من آسیب بزند، اما سرایدار پیر آن جزیرهٔ متروکه شاید نقشههایی بسیار شومتر در سر داشته باشد.
حالا دیگر سؤال این نیست که من چه کسی هستم؛ سؤال این است که… آیا زنده میمانم؟
تعداد صفحه: | 430 |
زبان کتاب: | انگلیسی |
شابک/ISBN: | 9781957635033 |
قطع: | رقعی |
ناشر: | H.D.Carlton |
نوع جلد: | شومیز |
نوع چاپ متن : | سیاه و سفید |
نوع کاغذ : | بالک |
نویسنده/نویسندگان: | H.D.Carlton |
ژانر : | عاشقانه |