به جشنواره تابستانه خوش آمدید... (:

به جشنواره تابستانه خوش آمدید... (:


توی این جشنواره با هر سفارش یه هدیه دریافت کنید

علاوه در هدیه ها، کد تخفیف های بیشتر در استوری اینستاگراممون تا:love_letter::love_letter::love_letter:4مرداد

اینستاگراممون (:
کالای فیزیکی
شكار ادلاين2 /فارسی /haunting adeline2

شكار ادلاين2 /فارسی /haunting adeline2

۱٫۵۰۰٫۰۰۰۱٫۲۵۰٫۰۰۰تومان
افزودن به سبد خرید
۱۷٪
۱٫۵۰۰٫۰۰۰
۱٫۲۵۰٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

📚 معرفی کتاب Hunting Adeline — جلد دوم از Cat & Mouse Duet

Hunting Adeline نوشته‌ی H. D. Carlton در سال ۲۰۲۲ منتشر شد و ادامه‌ی مستقیم جلد اول (Haunting Adeline) است. این کتاب یکی از تاریک‌ترین، سنگین‌ترین و بحث‌برانگیزترین دارک‌رومنس‌های دنیاست و به‌خاطر پرداخت بی‌پرده‌اش به قاچاق انسان، شکنجه، تروما، و رابطه‌ی بیمارگونه‌ی زید و ادلاین شهرت جهانی پیدا کرده.

این جلد از همان صفحه‌ی اول وارد جهنم واقعی می‌شود و خواننده را در فضایی پر از خشونت، ترس، امید، عشق تاریک و انتقام غرق می‌کند.

🖤 خلاصه‌ی داستان

داستان دقیقاً از جایی شروع می‌شود که جلد اول تمام شد: ادلاین ربوده شده. او حالا در دست‌های شبکه‌ی قاچاق انسان به نام The Society است؛ گروهی مخفی، سیاسی، قدرتمند و بیمار که زنان را می‌ربایند، شکنجه می‌کنند و می‌فروشند.

ادلاین در عمارت متروکه‌ی Parsons Manor زندانی است؛ جایی که ماه‌ها مورد شکنجه‌ی روانی و جسمی قرار می‌گیرد. او برای زنده ماندن:

  • با درد

  • با ترس

  • با خاطرات

  • با توهم‌ها

  • و با امیدی کوچک به زید

می‌جنگد.

در همین زمان، Zade Meadows — هکر، قاتل، و رهبر سازمان مخفی Z — در حال نابود کردن تک‌تک اعضای Society است تا ادلاین را پیدا کند. او تبدیل می‌شود به یک هیولای انتقام‌جو که فقط یک هدف دارد: «ادلاین را برگردانم… یا دنیا را آتش بزنم.»

نیمه‌ی دوم کتاب درباره‌ی بازگشت ادلاین است؛ اما او دیگر همان دختر جلد اول نیست. او:

  • شکسته

  • ترسیده

  • بی‌اعتماد

  • و گرفتار PTSD شدید

است و رابطه‌ی او با زید تبدیل می‌شود به یک جنگ برای درمان، اعتماد و بازپس‌گیری قدرت. در کنار هم، آن‌ها تصمیم می‌گیرند Society را از ریشه نابود کنند.

نویسنده: H.D.CARLTON

بخشی از کتاب

«ممکنه الان زخمی باشم، ولی انتظار نداشته باش که اولین فرصتی که گیرم بیاد، تو رو نکشم.» هشدار میدم.

«این کارو نمی‌کنی، زید. می‌خوای بدونی چرا؟»

می‌ایستم، حس تهوع‌آوری از ته دلم بالا میاد. بهتره چیزی که فکر می‌کنم می‌خواد بگه رو نگه نداره وگرنه خیلی آتیشی می‌شم.

صدام کشنده و آرومه وقتی می‌گم:

«به همه مقدسات قسم می‌خورم، اگه به دخترم دست بزنی، نابودت می‌کنم.»

سکوت اون خودش هزار حرف می‌زنه و همه چیز تاریک می‌شه.

دیدم قطع می‌شه و موجی از خشم مثل سونامی توی وجودم فرو می‌ریزه.

مشت‌هام رو گره می‌کنم و تلاش می‌کنم دوباره کنترل خودمو به دست بیارم.

دیدگاه کاربران