
«افسانه هرگز پس از آن» اثر استفنی گاربر، دنبالهای شگفتانگیز و نفسگیر بر «روزی روزگاری یک قلب شکسته» است؛ ماجراجویی تازهای با حضور اوانجلین فاکس و شاهزادهٔ دلها، پر از جادو، معما و قلبهایی که زیر بار سرنوشت میشکنند.
نه هر عشقی قرار است به سرانجام برسد.
پس از آنکه جکس، شاهزادهٔ دلها، اوانجلین را فریب میدهد، او سوگند میخورد دیگر هرگز به او اعتماد نکند. حالا که اوانجلین جادوی خودش را کشف کرده، باور دارد میتواند شانسی را که جکس از او دزدید ویرایش کند و دوباره به پایان خوش نزدیک شود.
اما وقتی نفرینی تازه و هولناک آشکار میشود، اوانجلین دوباره خود را مجبور میبیند با شاهزادهٔ دلها وارد شراکتی شکننده شود. با این تفاوت که این بار قواعد بازی تغییر کردهاند. جکس تنها خطری نیست که باید از او ترسید؛ درواقع شاید تنها کسی باشد که اوانجلین بتواند ـ برخلاف میلش ـ به او اعتماد کند.
اینبار به جای طلسمی عاشقانه که زندگی اوانجلین را بههم بریزد، طلسمی مرگبار ترسناکتر در کار است. برای شکستن آن، او و جکس باید با دوستان قدیمی، دشمنان تازه و جادویی روبهرو شوند که با قلب و ذهن انسان بازی میکند. اوانجلین همیشه به قلبش اعتماد کرده، اما این بار مطمئن نیست بتواند…