
بالاخره روز عروسی فرا رسید.
ملکه جن و حاکم مرموز تولان قرار است در یک مراسم جادویی و مسحورکننده ازدواج کنند—اما کوروش، که با سوگند خونی به عروس آیندهاش متصل است، چیزی برای جشن گرفتن در این وصلت نمییابد. او هر روز عمیقتر عاشق تنها کسی میشود که سوگند خورده او را بکشد.
علیزه، که به جادویی باستانی و ناگسستنی سوگند خورده است، تنها با اطمینان از اینکه کوروش به دست خودش میمیرد، میتواند پیشگویی را برای آزادی مردمش محقق کند. و کوروش مجبور است منتظر پایان خود باشد، در حالی که شاهزاده کامران نزدیکتر میشود، آماده است تا جای او را در کنار علیزه بگیرد.
شمارش معکوس برای قتل، تنشها را هر لحظه بیشتر میکند، اما عروسی تاریخی از قبل توجه مرگباری را به خود جلب کرده است. برای آماده شدن برای جنگ و محافظت از مردمش، علیزه باید بالاخره جادوی خود را کشف کند—و از دشمنانی که سعی در متوقف کردن او دارند، پیشی بگیرد.
علیزه و کوروش، به همراه کامران و دوستانشان از آردونیا، باید سوار بر اژدها فرار کنند تا سفر پرخطر به کوههای افسانهای آریا را آغاز کنند، جایی که طوفانی از افشاگریها، کشفیات جادویی و متحدان جدید در انتظار آنهاست. هر وفاداری آزمایش خواهد شد، هر تاریکی آشکار خواهد گشت، و هنگامی که اسرار تکاندهنده پادشاه تولان بالاخره فاش شود . . .