
«من کارهایی خیلی بدتر از چیزی که به خاطرش زندانی شدم انجام دادهام. او هیچ تصوری ندارد اوضاع تا چه حد میتواند وحشتناک شود.»
وینتر
فرستادن او به زندان بدترین کاری بود که میتوانستم انجام دهم.
مهم نبود که واقعاً آن جرم را مرتکب شده بود یا اینکه آرزو میکردم مرده باشد.
شاید فکر میکردم قبل از آزاد شدنش فرصت دارم ناپدید شوم، یا زندان آرامش کند و دیگر آن هیولای سابق نباشد.
اما اشتباه میکردم.
سه سال خیلی سریع گذشت، و حالا او اصلاً آرام نیست.
زندان فقط به او وقت داد تا نقشه بکشد.
و با اینکه انتظار انتقامش را داشتم، انتظار این را نداشتم.
او نمیخواهد فقط من را آزار بدهد.
او میخواهد همهچیز را به درد بیاورد.
دیمون
اول از همه، باید از شر پدرش خلاص شوم.
او به همه گفت من مجبورش کردهام.
گفت دختر کوچکش قربانی بوده.
اما من هم فقط یک بچه بودم، و او هم به همان اندازه که من میخواستم، خودش هم میخواست.
مرحلهٔ دوم…
کاری کنم او، خواهرش و مادرش هیچ جایی برای فرار و هیچ راهی برای نجات نداشته باشند.
حالا زنان خانوادهٔ اشبی تنها ماندهاند و desperate منتظر یک شوالیه با زره درخشاناند.
اما چیزی که به سمتشان میآید، آن نیست.
نه…
وقت آن رسیده به حرف پدرم گوش بدهم و کنترل آیندهام را به دست بگیرم.
وقت آن رسیده که به همه نشان بدهم — خانوادهام، خانوادهٔ او، دوستانم — که من هرگز تغییر نخواهم کرد و هیچ هدفی در زندگی ندارم جز اینکه تبدیل به کابوس زندگیشان شوم.
شروعش هم با اوست.
آنقدر خواهد ترسید که وقتی کارم با او تمام شود، حتی در ذهن خودش هم احساس امنیت نکند.
و بهترین بخش ماجرا این است که لازم نیست برای این کار وارد خانهاش شوم.
چون حالا من مرد جدید این خانهام…
و همهٔ کلیدها را دارم.
«Kill Switch» سومین جلد از مجموعهٔ Devil’s Night است. شدیداً توصیه میشود قبل از خواندن این کتاب، «Corrupt» و «Hideaway» را بخوانید.
تعداد صفحه: | 511 |
شابک/ISBN: | 978-1796451931 |
قطع: | رقعی |
نوع کاغذ : | بالک |
نویسنده/نویسندگان: | Penelope Douglas |
ژانر : | عاشقانه |