
Nevernight نوشتهی جی کریستوف است که میا کورور، دختر جوانی که پس از نابودی خانوادهاش به دنبال انتقام است را معرفی میکند. در دنیایی که سه خورشید به ندرت غروب میکنند، میا از اعدام فرار میکند و در شهری که از استخوانهای یک خدای مرده ساخته شده، پنهان میشود. او که از جادوی سایه برخوردار است، به کلیسای سرخ، مدرسهای مرگبار از آدمکشها، میپیوندد. برای به دست آوردن جایگاهش، او باید از آزمایشهای وحشیانه جان سالم به در ببرد و اسرار تاریک را کشف کند. اما وقتی یک قاتل در راهروها کمین میکند و گذشتهاش دوباره زنده میشود، میا باید برای بقا – و انتقام از کسانی که زندگیاش را نابود کردهاند – مبارزه کند.