
در رمان Grave Dissonance، شخصیت اصلی تنها دو چیز در زندگی دارد: موسیقی و بهترین دوستش. او برای حفظ آرامش، به نظم و کنترل نیاز دارد، اما دوست و همگروهیاش منبعی از آشوب و بینظمی است. با این حال، همین آشوب به پناهگاه او تبدیل شده است. زمانی که میل و اشتیاقی غیرمنتظره نسبت به دوستش در او شکل میگیرد، ترس از فروپاشی دنیای منظمش او را درگیر میکند. این داستان عاشقانه تاریک، با محوریت رابطه دوستانه و کشش احساسی، تصویری از درگیریهای درونی و عشق ممنوعه را به نمایش میگذارد.